|
شبي خواهد رسيد از راه، كه ميتابد به حيرت ماه، ميلرزد به غربت برگ، ميپويد پريشان، باد. فضا در ابري از اندوه درختان سر به روي شانههاي هم - غبارآلود و غمگين- راز واري را به گوش يكدگر آهسته ميگويند. دري را بيامان در كوچههاي دور ميكوبند. چراغ خانهاي خاموش، درها بسته، هيچ آهنگ پايي نيست. كنار پنجره، نوري، نوايي نيست ... هراسان سر به ايوان ميكشاند بيد به جز امواج تاريكي چه خواهد ديد؟ مگر امشب، كسي با آسمان، با برگ، با مهتاب ديداري نخواهد داشت؟ به اين مرغي كه كوكو ميزند تنها، مگر امشب كسي پاسخ نخواهد داد؟ مگر امشب دلي در ماتم مردم نخواهد سوخت مگر آن طبع شورانگيز، خورشيدي نخواهد زاد؟ كسي اينگونه خاموشي ندارد ياد... شگفت انگيز نجوايي است! در و ديوار به دنبال كسي انگار ميگردند و ميپرسند: از همسايه، از كوچه. درخت از ماه، ماه از برگ، برگ از باد! + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 20:40 توسط مرد جنوبی |
یاعلی بجز از علی که گوید به پدر که قاتل من چو اسر توست اکنون به اسیر کن مدارا در على،هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابى و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتى از نوع خاصيت پيامبران.مكتب او،هم مكتب عقل و انديشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم مكتب حسن و زيبايى و جذبه و حركت. على عليه السلام پيش از آنكه امام عادل براى ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند،خود شخصا موجودى متعادل و متوازن بود.كمالات انسانيت را با هم جمع كرده بود.هم انديشهاى عميق و دور رس داشت و هم عواطفى رقيق و سرشار.كمال جسم و كمال!218 روح را توام داشت.شب،هنگام عبادت از ما سوى مىبريد و روز در متن اجتماع فعاليت مىكرد.روزها چشم انسانها مواسات و از خود گذشتگىهاى او را مىديد و گوشهايشان پند و اندرزها و گفتارهاى حكيمانهاش را مىشنيد،و شب چشم ستارگان اشكهاى عابدانهاش را مىديد و گوش آسمان مناجاتهاى عاشقانهاش را مىشنيد.هم مفتى بود و هم حكيم،هم عارف بود و هم رهبر اجتماعى،هم زاهد بود و هم سرباز،هم قاضى بود و هم كارگر،هم خطيب بود و هم نويسنده.بالاخره به تمام معنى يك انسان كامل بود با همه زيباييهايش رسول گرامى اسلام در شخصيتبى انتهاى على و كمالات بى نظير و فضايل بى پايانش احاديثى فرمودهاند كه به بخش كوچكى از آنها اشاره مىنمائيم. 1-قال رسول الله (ص) :«لو ان الرياض اقلاما،و البحر مدادا،و الجن حسابا،و الانس كتابا ما احصوا فضايل على بن ابى طالب» پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند:اگر تمام باغها قلم گردد،و همه درياها مركب باشد،و كليه جنها حسابگر و انسانها نويسنده باشند،تا فضايل و مناقب على بن ابيطالب عليه السلام را بشمارند،نمىتوانند!!! 2-قال عمر بن الخطاب:سمعت رسول الله يقول:لو ان السموات السبع،و الارضين السبع وضعتا فى كفة و وضع ايمان على فى كفة لرجح ايمان على «عمر بن خطاب»از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه شنيدم مىفرمود:اگر تمام هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرد،و ايمان على عليه السلام در كفه ديگر،ايمان او سنگينى مىنمايد!!!
شهادت مولای متقیان را به تمامی دوستان عزیز و تمامی کسانی که بیش ازحد به من حقیر لطف داشتند را با دلی آکنده از غبار غم واندوه تسلیت عرض می نمایم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 17:3 توسط مرد جنوبی |
الهی! هر که را عقل دادی چه ندادی ، و هر که را عقل ندادی چه دادی ؟ الهی آنکه را عشق نیست ارزش چیست … الهی وای بر من اگر دلی از من برنجد ... الهی چون در تو نگرم از آنچه کرده ام شرم دارم … الهی عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد ؟ الهی چون تو حاضری چه جویم وچون تو ناظری چه گویم ؟ الهی راز نهفتن دشوار است وگفتنش دشوار تر ؟ الهی هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم ... مرا ار آنچه باید بدانم آگاه ساز ... الهی از شیاطین بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد ؟ الهی اگر گلم و یا خارم از آن بستان یارم … الهی شکرت که این تهی دست پا بست تو شد… الهی خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستنی است… الهی شکرت که پیر ناشده استغقار کردم که استغفار پیر به چه کار آید ؟ الهی کامم به کلامت شیرین و نگاهم را به اعجازت نورانی کن ... الهی از خواندن نماز شرم دارم واز نخواندن آن شرم بیشتر که اینچنین رو سیاهم ... و می دانم که تنها با تو زندگي زيباست ، زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست ... گر بيفروزيش رقص شعلهاش از هر كران پيداست ، ورنه خاموش است خاموشي گناه ماست. الهی باز آمدیم با دودست تهی که هرچه ما را دهی تا روح و جانمان بس است ... آمين + نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386 10:37 توسط مرد جنوبی |
|
| ||||||