تبليغاتX
سرزمین آفتاب

سرزمین آفتاب

ما جرای خواب و

قرآن و آينه را که می دانی  !

 

 من قرآن می خواندم و يقين در خوابم تعبير می شد .

 

تعبير يک خواب شيرين را هم که می دانی ، می شود چيزی شبيه يک شعر ،

 

و در آن شعر هم که تو و خودم را در آينه ديدم  ،

 

بعد بی هوا دست هايم را به سمت آينه دراز کردم  ، اول سرد شدم و بعد گرم .

 

تازه فهميدم  که از آينه عبور کرده ام  .

 

حالا هر چه می خواهی فکر کن  ، شعر من رمز عبورم از آينه شد  .

 

باور کن تا بوده همين بوده ،

 

آدم ها قرآن می خوانند و فرشته می شوند  ، و شعر می خوانند و عاشق می شوند  .

 

بعد هم  از هر چه هست و نيست عبور می کنند .

 

حالا  هم چشم هايم را می بندم و دست هايم را به سوی تو دراز می کنم .

 

باور کن تا بوده همين بوده ......................

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 22:3 توسط مرد جنوبی |


 

همیشه که نمی شد خواب تو را ببینم و فردا دوباره کسی برگهای درختان را

دست به دست تا انتظار تسکین و خشکی پلک ها رسانده باشد

حیاط خانه ما اتفاق سادهایی نبود که گنجشگی خیره به آسمان همه ی درختان باغ را دوست داشت

من چتر برداشتم

کودک در هوای فرسوده فصل گم شد

دستهایم دیگر قادر به مهار دلم نبودند

چقدر خانه ما رازهای خام و گل های نرگس  داشت!

که جای بازی بچه ها در سایه چتر پنهان بود

از دفن تو که خیابان را تا درخت ‍پرتقال پلک نزده بودیم

ناگهان میان رویاهای چند سال بعد کور شدیم

چه خوابی بود؟

که فردا دوباره تو نبودی.

+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386 17:42 توسط مرد جنوبی |


 

ای گل تازه که بوی ز وفا نیست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را

با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا

جان من سنگدلی، دل به تو دادن غلط است

رفتن اولاست ،ز کوی تو ستادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

آنچه کرد این تو به من هیچ ستمکار نکرد

بشو پند و مکن قصد دل آزورده خویش

ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 13:48 توسط مرد جنوبی |


DESIGN BY :MINOS X

مرد جنوبی در این سرزمین همواره در انتظار طلوع وروشنایی آفتاب دوباره می باشد .نگذارید که این سرزمین رنگ غروب به خود گیرد

(مي توان با يک گل نيلوفري قلب سردي را به گرمي شاد کرد يا که در دشتي پر از آواز عشق گاهگاهي ازعزيزي ياد کرد بوي باران و گل و ريحان شنيد يک سبد احساس را فرياد کرد يا ستوني محکم از لبخند ساخت يک دل ويرانه را آباد کرد)


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

تیر 1388

مهر 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پيوندها

سرزمین باران
پیاده در باران(الهام)
تنهای زیباست!؟...(مینا)
نامه عاشقانه(سایه )
دختر شیرازی
تو هم با من باش (فرزانه )
ترفندهای کامپیوتر.سرگرمی(پرستو)
یک عاشقانه آرام (طاهره)
تنهاترین من منو تنهانزار(مهسا)
یا حق(اسما)
.•* *•. .•* مينا جون.•*
جایی برای ما دو نفر (فریده)
صادقانه بگویم :دوستت دارم(گلسا)
پرنده ی پریدنی(رزا شعباني)
کهنه نقاب(زهرا خانم)
حرف دلتنگی (ستاره)
دخترونه(دختر تنها)
کلبه تنهای(فاطی جون)
سال هاي بي كسي(ندا خانم )
كهكشان راه شيمي (مهدي جان)
بنگري (دخت هرمزگاني )
ناصر عبدالهي
someone says something
انبا ميناب (سميره )
جوجه حنايي (مليكا )
كوچه شهر دلم (سميرا)
دختراي دريا
خلوت قلم (پريسا )
از صميم قلب (طناز)
تنهايي هاي من (آيدا)
كاكتوس (سعيده)
حرفهاي يه دختر غمگين (ياسمين )
مرگ رنگ (عارفه)
زيبايي (ستاره)
ستاره جون (سميرا)
يا تو يا هيچ كس ديگه (لادن)
انجمن شاعران ونويسندگان مرده
بازی باد(محمد شعبانی)


    تعداد بازديدها: