|
صدایت را بر روی تخته سیاه می نویسم و لبخندت را به دست قاصدکها می دهم هر قدم که ز من دور می شوی آسمان رنگی دگر به خود میگیرد و صدای ناقوس مردگان در گوشم زمزمه میکند آنقدر از من دور شده ای که مانند نقطه ای نا محدود تو را مینگرم و افسوس میخورم صدایم را به دستان مهربان باد میدهم تا به گوشت برساند برگهای خشکیده چنار همسایه بر روی آسمان و زمین می رقصند و خبر از سرما میدهند ای کاش میدانستی چقدر دوستت دارم ----------------------------------------- نمیدانم برایت چه بنویسم .ای کاش میتوانستم اینقدر برایت بنویسم که این کلمه ها از دستم عاجز میشدند هرآنچه برایت بنویسم کم است ای کاش می شد حرف دل را با نوشتن ارضا کرد دوست داشتم دوباره متولد میشدم که در این تولد دوباره نه دیواری و نه پرچینی بود که مانع وصال با تو می شد ای کاش دوباره با همان سنگ بلورین محبت بر دل های سنگ شده و طلسم شده زد و ندای شور وعشق را دوباره تازه کرد ای کاش می شد دوباره من را به همان مردابی ودشتی می بردی که در آن قاصدک همچنان مثل همان روزها ندای عشق و ایثار سر می داد اجازه می دهی در دل این تاریکی خود ساخته سو سوی نوری شوم ایا فراق حق ما بود؟ خدایا من چه کرده ام با خود که این گونه جواب باید پس دهم .گناه من چه بود . کاش نای رفتنی برایم باقی میماند .! میدانم هر چه مصلحت تو باشد همان می شود .من همچنان امیدوارم .از هیچ چیز نمی ترسم چون در خلوتگاه خود در ته وجودم ذره نوری وجود دارد آری همان امید است امید به تو بار الهی میخواهم همان گونه باشم که تو میخواهی پس کمکم کن .کمکم کن مسیر مستقیم را طی کنم و به بیراهه کشیده نشوم .کمکم کن در این راه طولانی و پر پیچ و خم درمانده نشوم چون تو را دارم هیچ چیز نمی خواهم یک شبی مجنون به خلوتگاه ناز با خدای خویش می کرد راز که ای خدا نامم تو مجنون کرده ای وز رخ لیلی دلم خون کرده ای وحی آمد سوی مجنون از جلال هر چه می خواهی در این درگه بنال من به لیلی داده ام چشمان مست من تو را کرده ام چنین لیلا پرست چشم لیلی نیست ، رخسار من است کار لیلی نیست این کار من است زره ی از عشق ما در گل ستاد شور و غوغا بر دل بلبل نهاد + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 18:55 توسط مرد جنوبی |
ون پرده ی حریر بلندی + نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386 23:2 توسط مرد جنوبی |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 16:25 توسط مرد جنوبی |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 17:40 توسط مرد جنوبی |
سلام به همه دوستان عزیز خیلی وقتها بود که تصمیم داشتم یه جا داشته باشم تا بتونم حرفهام رو اون تو بنویسم.خلاصه تونستم این تصمیم رو عملی کنم. از شما دوستان عزیز هم خواهش میکنم من رو تو این کارم راهنمایی کنید. صمیمانه از همه شما تشکر میکنم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 14:52 توسط مرد جنوبی |
|
| ||||||